اساس همه ادیان یکی است

خطابهء حضرت عبدالبهاء در انجمن حرّيّت اديان در شهر بستن - امريکا ٢٥ ماه می ١٩١٢

" اديان موجوده اساسشان اساس واحد بوده و آن اساس حقيقت است و سبب الفت و محبّت بشر و علّت ترقّی نوع انسانست. لکن بعد از هر يک از مظاهر الهيّه کم کم آن نور حقيقت پنهان شد ظلمات اوهام و تقليد بميان آمد عالم بشر گرفتار آن ظلمات گشت روز بروز عداوت شديد شد تا بدرجه ای رسيد که هر ملّتی دشمن ملّت ديگر شد بشأنيکه اگر موانع سياسی نبود همديگر را بکلّی معدوم و مضمحل ميکردند. حالا ديگر بس است بايد تحرّی حقيقت کنيم از اين اوهام بگذريم. الحمد لله کلّ بندگان يک خداونديم جميع در ظلّ عنايت او هستيم مشمول الطاف اوئيم خدا به جميع مهربان است، ما چرا نامهربان باشيم؟ خدا با جميع صلح است، ما چرا در جنگ باشيم؟ نهايت بعضی نادانند بايد تعليم نمود اطفالند بايد تربيت کرد عليل و مريضند بايد معالجه نمود عليل را نبايد مبغوض شمرد طفل را نبايد بد گفت بايد در چاره و علاج کوشيد. جميع انبياء بجهت تربيت آمدند تا نفوس غير بالغه را ببلوغ رسانند و الفت و محبّت بين جنس بشر اندازند نه بغض و عداوت. زيرا خدا از برای بندگانش خير خواسته نه شرّ هر کس برای بندگان او شرّ خواهد مخالف خداست و بر مسلک الهی نيست بلکه بر مسلک شيطانست چه که صفت الهی رحمت است و صفت شيطانی صفت نقمت هر کس با بندگان مهربان باشد متابعت خدا نموده و هر شخص با بندگان نامهربان مخالفت خدا کرده زيرا خدا رحمت محض است محبّت صرف است و شيطان بغض محض است و عداوت صرف. پس بدانيد که در هر محفلی محبّت است آن محفل محفل رحمن است و هر جا عداوتست وسوسهء شيطان است . انبيای الهی بجهت آن آمدند که نفوس مظاهر رحمن باشند و در قلوب محبّت و وداد اندازند چه که حيوان اسير طبيعت است و بمقتضای طبيعت حرکت مينمايد و ملاحظهء خير و شرّ ندارد امّا انبياء بجهت تعليم خير آمدند نه شرّ تا نفوس بمقتضای عدل و انصاف حرکت کنند نه بمقتضای طبيعت هر امر که موافق عدل و عقل است مجری دارند ولو مخالف طبيعت باشد و آنچه منافی عقل و انصاف است متروک شمارند ولو موافق طبيعت باشد . پس انسان بايد متابعت رحمانيّت الهی کند. امّا نفوس ناقصه تابع طبيعتند هر قسم ميل طبيعت باشد مجری ميدارند اسير جسمانيّاتند از فيوضات روحانيّه خبر ندارند. زيرا در انسان دو جنبه است جنبهء رحمانی و جنبهء حيوانی. جنبهء رحمانی صلح و صفاست و محبّت و وفا امّا جنبهء حيوانی نزاع و جدال است و حرب و قتال. اگر در انسان جنبهء حيوانی غلبه کند اضلّ از حيوان است اگر جنبهء الهی غالب شود ملائکهء يزدان است . تعاليم انبياء بجهت اين بوده که جنبهء حيوانی مغلوب شود تا نفوسی که اسير طبيعتند نجات يابند و جنبهء آسمانی غلبه نمايد. و آن جنبهء الهی عبارت از فيض روح القدس است عبارت از تولّد ثانی است هر کس دارای آن جنبه باشد خير خواه عموم است بجميع خلق مهربان است با هيچ مذهبی عداوت ندارد و از هيچ دينی تزييف نکند زيرا اساس اديان الهی يکی است. اگر بآن اساس رجوع نمائيم متّحد شويم امّا اگر بتقاليد رجوع کنيم مختلف شويم زيرا تقاليد مختلف است و اساس اديان الهی واحد تقاليد سبب اختلاف و کلفت است و اساس اديان الهی باعث اتّحاد و الفت .... مظاهر الهيّه چقدر مهربانند که بر صليب طلب مغفرت قاتلان ميفرمايند. پس ما بايد متابعت مظاهر الهيّه کنيم بر مسلک انبياء مشی و سلوک نمائيم و از ظلمت تقاليد بگذريم. از شماها سؤال ميکنم، آيا خدا ما را برای محبّت آفريده يا برای عداوت ؟ يقين است بجهت الفت و محبّت خلق فرموده. پس ما بايد ملتفت باشيم زيرا نفوسی را منافع شخصيّه وا ميدارد که از حقّ چشم پوشند آنها غير ازمقصد شخصی نخواهند و جز در ظلمات اعراض سير ننمايند. ملاحظه نمائيد که چون حضرت مسيح ظاهر شد چقدر ناملايمات ديد. با وجود اين عاقبت اقوام مختلفه و احزاب متنوّعه را جمع فرمود اقوام رومانيان و يونانيان و سريانيان و مصريان همه در نهايت عداوت بودند حضرت مسيح بنفثات روح القدس جميع را متّحد فرمود الفت بين قلوب انداخت اختلاف بر طرف شد نزاع و جدال از ميان رفت در ظلّ مسيح کلّ در نهايت صلح زندگانی نمودند. آيا اينکه اطاعت مسيح کردند بهتر بود يا اگر اطاعت شيطان و عداوت و طغيان مينمودند ؟ حال اميد است که ملل و امم شرق و غرب در اين قرن مبارک حضرت بهاءالله بنفثات روح القدس زنده شوند و جميع متّحد گردند کلّ متابعت اساس اديان الهی کنند و آن حقيقت واحد است اختلاف و تعدّد قبول ننمايد. وقتی که کلّ تحرّی حقيقت کنند متّحد شوند وحدت عالم انسانی جلوه نمايد صلح اکبر ظاهر شود . باری، در حقّ شماها دعا ميکنم که ای پروردگار، اين جمع محض محبّت باين محفل آمدند و با کمال حبّ و وفاق حاضر شدند. خدايا رويها را منوّر کن ارواح را ببشارات کبری مستبشر فرما چشمها را بمشاهدهء آيات هدی روشن کن و گوشها را باستماع ندای احلی ملتذّ نما. پروردگارا خطاکاريم تو مغفرت کن گنه کاريم تو عفو فرما در پناه خود پناه ده نقصان را بغفران خود کامل کن اين نفوس را از عالم اوهام برهان و بحقيقت دلالت نما تا تحرّی حقيقت کنند از عالم ناسوت دور شوند و بعالم ملکوت نزديک گردند از جهان ظلمانی بفضای نورانی درآيند از ظلمات امکان برهان بانوار لامکان منوّر فرما مظاهر انوار کن و مطالع آثار نما از غير خود بيزار فرما و مطّلع بر اسرار کن. ای پروردگار تو آمرزگاری و دانا تو بخشنده ای و توانا و توئی قادر و بينا
خطابات حضرت عبدالبهاء - پیام ملکوت، ص ٦٤- ٦٨

title

This site is the very best site in the world