سفر برای صلح

صد سال پیش یک شخصیت ایرانی از شرق به غرب سفر کرد تا درباره وحدت بین ادیان و اقوام و نژادها سخن بگوید. این شخص متفکر بزرگ مذهبی و فرزند ارشد موسس دین بهائی بود که در نزد پیروان این آئین به نام حضرت عبدالبهاء معروف است. حضرت عبدالبهاء از زمان کودکی همراه پدر از ایران رانده شده و مدتها به عنوان تبعیدی در دورترین زندان عثمانی در عکا به سر می برد. وقتی امپراطوری عثمانی سقوط کرد و حضرت عبدالبهاء از زندان آزاد شد، یکی از اولین اقدامات وی سفر برای ترویج پیام صلح و اتحاد نوع بشر بود.
وی در سفر خود از سه قاره افریقا، اروپا و امریکا دیدن نمود و در کنفرانسهای صلح، انجمنهای علمی، دانشگاهها و مجامع مذهبی سخنرانی کرد. با مردمی از طبقات، ادیان و نژادهای مختلف ملاقات نمود و آنها را به صلح و دوستی و محبت با عموم مردم دعوت کرد(1). از جمله اصولی که تعلیم می داد، یگانگی حقیقت و اساس همه ادیان بود و این که هدف همه ادیان پیشرفت و سعادت بشر و تحقق اتحاد و یگانگی در عالم است. در کلیساهای مسیحی از عظمت حضرت محمد و در کنیسه های یهودی از حقانیت حضرت مسیح و حضرت محمد سخن گفت و اهل همه ادیان را به آشتی و دوستی دعوت نمود. به گفته محمود شریح، نویسنده روزنامۀ لبنانی السفیر، «از آموختن پیام های مسیح و محمد در کنیسه های یهودی یا پیام محمد در کلیساهای مسیحی و پیام دین در گردهمایی های منکران خدا پروائی نداشت، زیرا اتحاد شرق و غرب را دروازه ای رو به دنیای تازه ای که عدالت، یگانگی و صلح در آن حکمفرماست، می دید». از جمله این سخنرانیها خطابه ای بود که در روز 12 اکتبر 1912 در کنیسه امانوئل در سان فرانسیسکو ایراد کرد و در حضور دوهزار نفر یهودی، از وحدت ادیان سخن گفته، آنها را به اتحاد با عموم دعوت نمود و از آنها خواست تا به نام حضرت مسیح و حضرت محمد احترام بگذارند و با همه انسانها مهربان باشند. (2)
روش و رفتار او در تمام سفرها مطابق همان اصولی بود که تعلیم می داد. با همه مردم از فقیر و غنی، دانشمند و بیسواد، از همه ملیتها و طبقات اجتماعی و پیروان همه ادیان یکسان رفتار می کرد و همه را با محبت و مهربانی می پذیرفت. سیاه و سفید را بر سر سفره خود راه می داد. کودک ولگرد سیاه پوست را گل سیاه می نامید.(3) پسر جوان هندو را پسر خود خطاب می کرد.(4) در عکا و حیفا، چه در دوران اسارت و چه پس از آن، با تمام اهالی از مسلمان و مسیحی و یهودی و... با نهایت محبت معاشرت می کرد و در خانه اش به روی همه باز بود. «در سر سفره او بودائی و مسلم و هندو و زردشتی و یهودی و مسیحی در نهایت محبت جالس بودند، چنانچه می فرمود: خلق به واسطه محبت خلق شده اند باید در صلح و محبت با یکدیگر زندگی نمایند».(5)
در دوران جنگ جهانی اول، زمانی که ارتباط فلسطین با سایر مناطق جهان قطع شده بود، به خانه فقرا می رفت و برایشان از آذوقه ای که حاصل سالها تدبیر و قناعتش بود، می برد. در این دوران همه مردم عکا از هر قومیت و مذهبی از کمکهای وی بهره مند شدند. حتی بعضی فقرا که با عقاید او مخالف بودند، کف دستشان را با ردا می پوشاندند که مبادا موقع دریافت کمکهای او با دست وی تماسی پیدا کند و بعد از دریافت هدیه آب دهان به طرفش می انداختند، ولی محبت و بخشش او همچنان شامل حال همه می شد.(6) زمانی که از دنیا رفت، گروه عظیمی در مراسم تودیع و تشییع او شرکت کردند؛ جمعیتی که از فرقه های مختلف مسیحی و یهودی، شیعه و سنی و دروزی و از قومیتهای مختلف تشکیل شده بودند؛ و نمایندگانی از همه فرق و مذاهب سخنرانی کرده، او را به عنوان پدری مهربان و مروج وحدت و صلح و آشتی ستودند.(7) گرد آمدن این جمعیت وسیع ده هزار نفری از پیروان ادیان و عقاید گوناگون که در نوع خود بی سابقه بود، خود، یکی از بزرگترین جلوه های وحدت و اتحاد ادیان به شمار می رفت.
از حضرت عبدالبهاء آثار فراوانی به جا مانده است که در قالب چندین جلد گردآوری شده است. وی در این آثار تعلیم صلح و آشتی و وحدت و پیوند نوع انسان را به زبانی ساده و بیانی شیوا برای پیروان آئین بهائی و سایر انسانهای علاقمند به صلح تشریح نموده. از جمله، می توان نامه خطاب به انجمن صلح لاهه (8) و لوح خطاب به پروفسور آگوست فورال (9)، دانشمند سوئیسی، را نام برد. حضرت عبدالبهاء در نوشته های خود نیز مانند سخنرانیها، وحدت و اتحاد را اراده خدا برای نوع انسان و دین را وسیله تحقق دوستی و محبت معرفی می کند و همه مردم را به صلح و دوستی دعوت می نماید: «...آتش جنگ بنشانيد و علم صلح بلند نمائيد وحدت عالم انسانی ترويج دهيد و دين را وسيله محبّت و موّدت به جميع بشر شمريد و جميع خلق را اغنام الهی دانيد و خدا را شبان مهربان بشناسيد که جميع اغنام را می‌پرورد و در چمن و مرغزار رحمت خويش مي چراند و از چشمه عنايت مي نوشاند. اينست سياست الهی، اينست موهبت رحمانی، اينست وحدت عالم انسانی که از جمله تعاليم الهيست...» (10)

پی افزود:
1. درباره این سفرها، ر. ک. http://news.persian-bahai1.info/story/262 و http://news.persian-bahai1.info/story/262 و وحدتی، سهیلا، پیام صلح و انساندوستی از شرق، www.akhbar-rooz.com
2. آلن براون، رامونا، خاطراتی از حضرت عبدالبها
3. کلبی آیواز، هوارد، درگه دوست، ترجمه ابوالقاسم فیضی
4. آلن براون
5. اشراق خاوری، عبدالحمید، ایام تسعه، ص 505
6. آلن براون
7. اشراق خاوری، عبدالحمید، ایام تسعه، ص 496-503
8. مکاتیب حضرت عبدالبهاء، ج 3، ص 100
9. همان ، ص 474
10. همان ، ص 93