تجربه معاصر و آینده

نینیان اسمارت

امروزه، آگاهی ادیان مختلف جهان از یکدیگر، در مقایسه با گذشته، بیشتر شده است. آنها با هم رابطه برقرار کرده یکدیگر را تحت تأثیر قرار داده اند و با هم زندگی صمیمانه تر از گذشته دارند. به طور عادی تغییر شگرفی که در خلال صد سال بر موقعیت دینی جهان تأثیر گذاشته باشد، واقع نشده است. تنها در این دوره، و بیشتر هم در قرن حاضر، ادیان در وضعیتی واقعی برای فهم یکدیگر بوده اند. دلیل این امر ساده است. قبل از این دوره، کتب مقدس و دیگر نوشته های ادیان بزرگ خارج از عالم مسیحیت، به استثنای یک یا دو مورد، ناشناخته بودند. در نظر بگیرید وقتی کسی به کتاب مقدس (تورات یا انجیل) و آکویناس و لوتر دسترسی نداشته باشد، فهم روح و تعلیمات مسیحیت چقدر برایش مشکل است. اعتقادات درونی و باطنی فرهنگهای بزرگ کشورهای شرقی غالبا تا همین اواخر کشف نشده مانده بود. هر چند ممکن است آسیاییها، احتمالا از طریق نفوذ تعلیم و تربیت غربی و هجوم مبلغان مسیحی، در باب مسیحیت بسیار چیزها آموخته باشند، غرب عمدتا از ادیان بزرگ هندی و چینی غافل ماند. اسلام از طریق تأثیر متقابل و تعارض بین تمدن مسیحی و اسلامی در اروپا، ضرورتا به خوبی شناخته شده بود، و یهودیت خود به مرکز سنت مسیحی نزدیک بود. اما آگاهی مسیحیان راست آیین از دیگر ادیان بزرگ، مبهم و نامشخص بود. حتی اسلام و یهودیت به خاطر خصومت و تعصبی که در سینه های مسیحی راست آیین ایجاد کرده بودند، اغلب مورد سوء فهم واقع می شدند. تنها در این اواخر برای ادیان سراسر جهان این امکان پدید آمده است که وارد روند تبادل دوستانه و فهم متقابل شوند.
آیا چنین فهمی به توافق در اصول منجر می شود؟ آیا ممکن است که یک دین جهانی جدید به وجود آید که از همه سنتهای بزرگ، بهترین را شامل باشد. چنین نتیجه ای، با احساسات و نظر بسیاری از مردم که جویای دین هستند، سازگاری دارد، اما تنوع آموزه های ادیان بزرگ [تحقق] این امر را فوق العاده مشکل ساخته است... دقیقا همان طور که اصلاح طلبان تلاش کردند تا عناصری از مسیحیت را که به نظر می رسید بین انسان و خدا قرار دارد، برطرف نمایند، در جهان امروز نیز بسیاری از مردم با احساس وجود دارند که تشکیلات ظاهری و مناسک دین را همچون مانعی بین انسان و واقعیت نهایی می نگرند. آنها در جستجوی راهها و روشهایی هستند برای نفوذ به فراسوی این ظواهر و یافتن مغز و گوهر دین که حاصل و عصاره معنای باطنی همه ادیان است. چرا امور ظاهری باید انسانها را از هم جدا کند. چرا پیروان معلمان دینی بزرگ باید به طرح رفتارهای اجتماعی و عقایدی بپردازند که انسانها را از هم دور نگه می دارد؟ آیا بهتر نیست فکر کنیم که همه ادیان اساسا یکی هستند؟ این انگیزه ها – و بسیاری از انگیزه های روشن دیگر – بخشی از مردم مذهبی را وا می دارد تا به دنبال وحدت جهانی ادیان باشند. اکنون برخی از نهادها، نظیر کنگره جهانی ادیان، به ترویج این هدف کمک می کنند. برای دیدن اینکه آیا این رؤیای وحدت ممکن است یا نه، باید به این پرسش مهم بپردازیم که آیا واقعا هسته ای از تعالیم وجود دارد که در همه ادیان جاری و ساری باشد یا خیر. آیا در واقع یک عامل مشترک اعلی و برتر وجود دارد که بتوان آن را از ادیان استخراج کرد؟
(بخشی از فصل آخر کتاب تجربه دینی بشر، نینیان اسمارت،
ترجمه دکتر محمد محمدرضایی و دکتر ابوالفضل محمودی، انتشارات سمت)

نینیان اسمارت Ninian Smart فیلسوف دین و متخصص سرشناس ادیان تطبیقی است. وی استاد ممتاز بازنشسته ادیان تطبیقی و مطالعات دینی در دانشگاههای کالیفرنیا و لانکاستر است و به عنوان استاد میهمان در دانشگاههای هند، زلاندنو، استرالیا، پرینستون، هاروارد و غیره تدریس کرده است. او آثار متعددی در زمینه دین و فلسفه دارد و در مجموعه های معتبری مثل دائره المعارف فلسفه، ویراسته پل ادواردز، مقالات فراوانی نگاشته است. از جمله آثار او می توان ابعاد امر مقدس، ادیان جهان، فلسفه های جهان و تجربه دینی بشر را نام برد. (خلاصه از تجربه دینی بشر، جلد 2، ص 1)