مدارا و تسامح دینی در اسلام

در اديان سامي معمولا مرزبندي بين مومن و كافر و خودي و غير خودي آنقدر شديد و پررنگ است كه اعتقاد به تسامح و پلوراليسم ديني در نزد ايشان امري محال بنظر ميرسد. بويژه اسلام به واسطه ستيزه جوئيها و جبهه گيريهاي بنياد گرايانه افراطيون مسلمان در دهه هاي اخير بيش از بقيه اديان ، مطلق گرا و فاقد روحيه تساهل و مدارا جلوه داده ميشود. اما با تدقيق در قرآن كه معتبرترين منبع ديني مسلمانان است نتيجه متفاوتي بدست ميآيد و شايد بتوان گفت كه هيچيك از اديان پيشين به اندازه اسلام پذيراي تنوع ديني و تكثر مذهبي نبوده اند . شارع اين ديانت خواستار مطلق گرائي و نفي ديگر انديشه هاي ديني نبوده و بالعكس تعامل و مدارا با پيروان ساير اديان را تشويق مينمايد.
در اين مقاله سعي گرديده آياتي كه بيانگر اين ديدگاهها در قرآنند گردآوري شوند و با نگاهي منصفانه ظرقيتهاي ديانت اسلام براي همزيستي مسالمت آميز با دگرانديشان مورد بررسي قرار گيرد
نحوه تعامل اسلام با غير مسلمانان از چند منظر قابل ارزيابي است:
* پذيرش نيكي ها و عمل صالح پيروان همه اديان نزد حق
* امر به همزيستي مسالمت آميز و حسن رفتار همراه با عدالت با غير مسلمانان

* بيان نزديك بودن باورها و اعتقادات اهل كتاب به اسلام
* نفي كشمكش مذهبي بين اديان و واگذار كردن قضاوت به خداوند
* اجباري نبودن دين و اختيار انسانها در انتخاب آنچه مي پسندند
* صبر و مدارا و عدم تعرض به ديگران ومقابله بدي با نيكي
* عام بودن رحمت الهي و رسالت پيامبر اسلام بعنوان پيام آور رحمت براي جهانيان
* بازخواني آياتي كه موجب جزم انديشي گرديده

پذيرش نيكي ها و عمل صالح پيروان همه اديان نزد حق
عليرغم باور عموم نظر قرآن بر اين است كه پيروان هر ديني چنانچه به خداوند و عالم بعد معتقد باشند و عمل صالح انجام دهند اجرشان نزد خداوند محفوظ است و صالحان تنها محدود به مسلمانان نيستند:

إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصارى‏ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون سوره مائدهَ آيه 69
از ميان آنان كه ايمان آورده اند ( مسلمانان) و آنان كه يهوديند و مسيحيان و صابئين هركه به خداوند و عالم بعد مومن گرديده وعمل نيك انجام دهد ترسي برايشان نيست و اندوهگين نخواهند شد
إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ سوره بقره آيه 62
از ميان آنان كه ايمان آورده اند ( مسلمانان) و آنان كه يهوديند و مسيحيان و صابئين هركه به خداوند و عالم بعد مومن گرديده وعمل نيك انجام دهد پاداش ايشان نزد خداوند محفوظ است و ترسي برايشان نيست و اندوهگين نخواهند شد
پس هر آنكس كه عمل خير انجام دهد هر ديني كه داشته باشد نزد حق پذيرفته است و در آخرت نيز خرسند خواهد بود شايد اين آيات بيان ديگري از روايت " الطرق الي الله علي عدد انفس الخلائق " باشند

امر به همزيستي مسالمت آميز و حسن رفتار همراه با عدالت با غير مسلمانان
در منظر قرآن پيروان همه اديان بايد بتوانند در كنار مسلمانان زندگي مسالمت آميز داشته باشند وچنانچه وارد جنگ با مسلمانان نشوند بايد با ايشان با عدالت و حسن سلوك برخورد شود نه با خشونت وعداوت :
عَسىَ اللَّهُ أَن يجَْعَلَ بَيْنَكمُ‏ْ وَ بَينْ‏َ الَّذِينَ عَادَيْتُم مِّنهُْم مَّوَدَّةً وَ اللَّهُ قَدِيرٌ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ * لَّا يَنْهَئكمُ‏ُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فىِ الدِّينِ وَ لَمْ يخُْرِجُوكمُ مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبرَُّوهُمْ وَ تُقْسِطُواْ إِلَيهِْمْ إِنَّ اللَّهَ يحُِبُّ الْمُقْسِطِينَ سورة الممتحنة آيات 7 و 8

چه بسا كه خداوند بين شما و كساني كه دشمن ميداريد دوستي برقرار كند و خداوند توانا و بخشنده و مهربان است * خداوند شما را نهي نميكند از اينكه با كساني كه با شما نميجنگند و شما را از شهرهايتان بيرون نكرده اند به نيكي و عدالت رفتار كنيد ، خداوند دادگران را دوست دارد
ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ سوره النحل آيه 125
مردمان را با حكمت و اندرز نيكخواهانه به راه پروردگارت بخوان و با ايشان به نيك ترين شيوه بحث و مجادله نما . پروردگار تو آگاه تر است به اينكه چه كساني به گمراهي رفته اند و چه كساني راه هدايت يافته اند

بيان نزديك بودن باورها و اعتقادات اهل كتاب به اسلام
قرآن از مسلمانان ميخواهد كه در مباحثه با اهل كتاب به نقاط مشترك بين دينهايشان اشاره كنند و با آنها به نيكوترين وجه برخورد نمايند
وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْكِتابِ إِلاَّ بِالَّتي هِيَ أَحْسَنُ إِلاَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَ قُولُوا آمَنَّا بِالَّذي أُنْزِلَ إِلَيْنا وَ أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَ إِلهُنا وَ إِلهُكُمْ واحِدٌ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ سوره عنكبوت آيه 46
با اهل كتاب جز با نيك ترين شيوه بحث مجادله نكنيد مگر با آنان كه به شما ظلم كرده اند و به ايشان بگوئيد ما به آنچه بر ما و بر شما نازل گرديده ايمان داريم و خداي ما و خداي شما يكيست و ما به او تسليم گشته ايم
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ سوره آل عمران آيه 64
بگو اي اهل كتاب برآن كلام كه بين ما و شما يكسان است بيائيد ، اينكه جز خدا را نپرستيم و براي او شريك قائل نشويم و برخي بعضي ديگر را در جايگاه خدا قرار ندهيم و اگر رويگرداندند بگوئيد شاهد باشيد كه ما تسليم امر پروردگاريم

نفي كشمكش مذهبي بين اديان و واگذار كردن قضاوت به خداوند
ديانت اسلام كشمكش بر سر حقانيت دين را از ناداني ميداند و قضاوت در اين مورد را مخصوص خداوند ميشمارد:
وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى‏ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ وَ قالَتِ النَّصارى‏ لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ كَذلِكَ قالَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فيما كانُوا فيهِ يَخْتَلِفُونَ سوره بقره 113
يهود گفتند كه مسيحيان برحق نيستند و مسيحيان گفتند كه يهود برحق نيستند حال آنكه هردو كتاب الهي را ميخوانند اينگونه سخنها را نادانان ميگويند. خداوند در روز رستاخيز بين ايشان و آنچه بر سر آن اختلاف دارند حكم خواهد نمود
إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئينَ وَ النَّصارى‏ وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيدٌ سوره حج آيه 17
كساني كه ايمان آورده اند و آنان كه يهوديند و صابئين و مسيحيان و زردشتيان و مشركان ، خدا تكليفشان را در روز رستاخيز روشن ميسازد . خداوند شاهد همه چيز است
قُلْ يَأَيهَُّا الْكَفِرُونَ* لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ* وَ لَا أَنتُمْ عَبِدُونَ مَا أَعْبُدُ* وَ لَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتمُ* وَ لَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ* لَكمُ‏ْ دِينُكُمْ وَ لىِ‏َ دِينِ سوره كافرون
بگو اي كافران آنچه را كه ميپرستيد نميپرستم و شما پرستنده آنچه ميپرستم نيستيد و نه من پرستنده آنچه ميپرستيد هستم و نه شما پرستنده آنچه ميپرستم هستيد . شما بدين خودتان باشيد و من به دين خودم

اجباري نبودن دين و اختيار انسانها در انتخاب آنچه مي پسندند
بر خلاف آنچه كه در لشكر كشي ها پس از حضرت محمد اتفاق افتاد ، قرآن انتخاب دين را امري كاملا اختياري و انتخابي ميشمارد و پذيرش دين آباء و اجدادي و يا مجبور كردن افراد به قبول دين را نكوهش ميكند:

لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ سوره بقره 256
هيچ اجباري در پذيرش دين وجود ندارد ، راه پيشرفت از گمراهي كاملا آشكار است. آنكس كه از طاغوت روي گرداند و به خداوند مومن شود به ريسمان محكمي چنگ زده كه گسستني نيست و خداوند شنواي داناست
فبشر العباد * الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ سوره الزمر 18
بر بندگان مژده ده. كساني كه گفتار را ميشنوند و از بين گفتارها بهترين را انتخاب ميكنند آنها كساني هستند كه خداوند ايشان را هدايت نموده و آنان از دانايانند
وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ سوره بقره 170
چون به آنها گفته شد آنچه را خداوند فرموده تبعيت كنيد گفتند ما از آنچه پدران ما به ما القا كرده اند اطاعت ميكنيم . حتي اگر پدرانشان نادان و گمراه باشند
به عبارت ديگر قرآن اعتقاد ديني را تقليدي و يا تحميلي نميداند بلكه آنرا ناشي از شناخت و انتخاب ميشمارد بگونه اي كه حتي پيروي از دين پدران نيز بدون فهم و شناخت تضمين كننده رستگاري نيست

صبر و مدارا و عدم تعرض به ديگران و مقابله بدي با نيكي
اسلام تعرض و تجاوز را نكوهش مينمايد و بجاي مقابله با متجاوزين مومنين را به صبر و شكيبائي دعوت ميكند :
وَ إِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَ لَئنِ صَبرَْتمُ‏ْ لَهُوَ خَيرٌْ لِّلصَّبرِِينَ سوره النحل 126
اگر مقابله ميكنيد به همان ميزان كه لطمه خورده ايد مجازات كنيد و چون صبر نموديد ، او برترين صابران است
وَ اصْبرِْ وَ مَا صَبرُْكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَ لَا تحَْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لَا تَكُ فىِ ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ سوره النحل 127
شكيبا باش و صبر تو جز براي خدا نيست و از آنان اندوهگين مشو و از حيله ايشان بتنگ نيا
وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَميم سوره فصلت 34
نيكي با بدي يكسان نيست . با نيكي از خود دفاع نما تا كسي كه بين او و تو دشمني است دوست صميمي گردد
وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً ... سوره بقره آيه 83

و با مردمان با نيكي رفتار كنيد

عام بودن رحمت الهي و قرار دادن پيامبر اسلام بعنوان پيام آور رحمت براي جهانيان
پيامبر اسلام به سبب رحمت بر همه عالميان فرستاده شده و از ديد قرآن مهر خداوند مخصوص قوم يا امتي خاص نيست
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ سوره انبياء 107
ما تو را جز براي رحمت بر عالميان نفرستاديم
... قالَ عَذابي‏ أُصيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتي‏ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍَ ... سوره اعراف 156
خداوند فرمود عذاب من به كساني كه بخواهم وارد خواهد شد ولي رحمت من همه را شامل ميگردد
پس رحمت الهي عام است و مختص مسلمانان نيست و پيامبر اسلام نيز مظهر رحمت به همه عالميان است و كسي را از رحمت خويش محروم نميسازد

بازخواني آياتي كه موجب جزم انديشي گرديده
در مقابل آيه هائي كه آورده شد ، برخي آيات هم وجود دارند كه سوء برداشت و يا تعميم مصاديق آنها دست آويزي براي مطلق گرائي و جزم انديشي ديني بين مسلمانان گرديده ، از جمله اين آيه ها مواردي است كه به مقبول نبودن ديني غير از اسلام اشاره دارد:
وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ سوره آل عمران آيه 85
هركس كه غير از اسلام ديني برگزيند هرگز از او قبول نخواهد شد و در آخرت از زيانكاران خواهد بود
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام سوره آل عمران آيه 19
دين نزد خداوند اسلام است
اگر به معناي اسلام در قرآن توجه كنيم خواهيم ديد كه در اكثر موارد منظور از بكار بردن لغت اسلام و كلمات هم ريشه آن ، تسليم در مقابل امر پروردگار است و اسم عامي براي همه اديان الهي بشمار ميرود و همه انبياء پيشين و پيروانشان نيز مسلمان خوانده شده اند از جمله :
ما كانَ إِبْراهيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنيفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكين سوره آل عمران آيه 67
ابراهيم يهودي و مسيحي نبود بلكه پيرو دين حنيف بود مسلمان بود و از مشركين نبود

رَبِّ قَدْ آتَيْتَني‏ مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَني‏ مِنْ تَأْويلِ الْأَحاديثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّني‏ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْني‏ بِالصَّالِحينَ سوره يوسف آيه 101
حضرت يوسف ميفرمايد: خدايا به من سلطنت بخشيدي و تآويل احاديث شكافنده آسمان و زمين را آموختي تو محبوب من در دنيا و آخرت هستي مرا مسلم بميران و به نيكان بپيوند
رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَ أَرِنا مَناسِكَنا وَ تُبْ عَلَيْنا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ سوره بقره آيه 128
اي خداي ما، ما را مسلمين خودت قرار ده و فرزندان ما را امت مسلم بدار و آداب ديني را به ما بنما و توبه ما بپذير . بدرستي تو توبه پذير و مهرباني ( از قول حضرت ابراهيم)
وَ وَصَّى بِها إِبْراهيمُ بَنيهِ وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ سوره بقره آيه 132
و وصيت نمود به آن ابراهيم پسرش را و يعقوب گفت اي پسران من، خداوند براي شما ديني برگزيده و شما البته نبايد جز مسلمان بميريد
فَلَمَّا أَحَسَّ عيسى‏ مِنْهُمُ الْكُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصاري إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ اشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ سوره آل عمران آيه 52
پس آنگاه كه عيسي بر كفر ايشان يقين كرد گفت ياران من در راه خدا چه كساني هستند حواريون گفتند مائيم ياوران خدا ، به خدا ايمان آورديم و گواهي بده كه ما مسلميم
وَ قالَ مُوسى‏ يا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمين سوره يونس آيه 84

موسي گفت اي قوم اگر به خدا ايمان آورديد پس به او توكل كنيد اگر مسلميد
با خواندن اين آيات ،عبارت "ان الدين عند الله اسلام" بگونه اي ديگر معنا مي يابد و روشن ميگردد كه دين بطور كلي نزد خداوند اسلام خوانده ميشود و منظور از اسلام در اين موارد دين خاصي كه حضرت محمد شارع آن بوده اند نيست .
برخي آيه ها نيز بهانه دوري گزيدن از پيروان ديگر اديان گشته از جمله آياتي كه ازدواج و دوستي با يهود و نصاري را منع ميكند و يا مومنين را به جنگ با ايشان را تشويق مينمايد. اگر بخواهيم قيد زمان را از اين آيات برداريم و آنها را مطلق بي انگاريم ناگزير از پذيرفتن تضاد در قرآن خواهيم شد كه اين امر به فرموده خود قرآن دليلي بر از جانب خدا نبودن كتاب خواهد بود كه مسلما مطلوب متدينين به اسلام نيست :
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً سوره نساء آيه 82
آيا در قرآن نمينگرند كه اگر از جانب غير خدا بود در آن اختلاف بسيار مي يافتند


بسياري از علماء اسلام آيات قرآن را ناسخ و منسوخ ميدانند و آيات جديد تر را ناسخ آيه هاي قديمي ميشمارند. حتي در صورت صحت نسخ ، اين امر گواه بر آن است كه در هر شرايط زماني و مكاني نوعي از عملكرد صحيح به حساب مي آمده و در زمان حيات پيامبر اين مصلحت ها چند بار تغيير كرده. بنابراين و به صرف اينكه سوره هاي مدني بعد از سور مكي نازل شده اند نميتوان آنها را مطلقا ناسخ ديگر آيات دانست. مثلا اگر در شرايط جنگ با يهود آنها را بدترين دشمنان و نصاري را بهترين دوستان خوانده اند دليلي وجود ندارد كه شرايط جنگي و پيمانهاي مودت همواره برقرار باشد و دوستي ها و دشمني ها امري ذاتي تلقي گردد
َلتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ سوره مائده آيه 82
شديد ترين دشمنان مومنين يهود و مشركين هستند و نزديكترين دوستان مومنين كساني هستند كه ميگويند مسيحي هستيم زيرا كه در بين ايشان كشيش و راهباني هستند و آنها غرور و استكبار نميورزند

بنابراين بايد كاربرد آياتي را كه دعوت به دوري گزيني و كارزار با ديگران مينمايد محدود به زمانهائي دانست كه شرايطي مشابه زمان نزول آن آيات برقرار باشد و در شرايط عادي بايد به اصول كلي تري كه در قرآن مورد تأكيد قرار گرفته و مؤيد محبت و مدارا است ناظر بود


به اميد رفع اختلافات اهل اديان و پايان يافتن جنگهاي بيهوده برسر باورهاي مذهبي