آرزوی صلح

جهاني كه در آن زندگي مي كنيم، پر از تنوع و تفاوت است: از تفاوتهاي ظاهري گرفته تا تفاوتهاي دروني مانند فكر، عقيده و احساسات. اين تفاوتها در بسياري از موارد باعث زيبايي و غناي محيط ما مي شوند و از طرفي هم ممكن است همان طور كه تاريخ تأسف بار بشر بارها نشان داده است، عامل ايجاد برخوردهاي شديد، تبعيضها و حتي جنگ و خونريزي باشند.

دين و اعتقاد يكي از مهمترين عوامل تفاوت مردم و گروههاست كه تأثير زيادي هم در شكل دادن به فرهنگ جوامع داشته است. دين انسانها را به فجيع ترين جنايتها واداشته و همين طور الگوهاي بسيار عالي از فداكاري، انسانيت و نيكوكاري به جا گذاشته است. معمولا در اختلافات و درگيريها، هر جا كه پاي دين به ميان مي آيد، شدت برخورد و خشونت بيشتر مي شود. به همين دليل عده‌اي از اين نيرو در مبارزات و منازعات خود سود جسته اند. در عين حال بيشتر مردم جهان خواهان صلح و آرامش و داشتن يك زندگي مسالمت آميزند. اگر سعادت و آرامش آنها با سعادت ديگران در تضاد قرار نگيرد، از خوشبختي عمومي كه همه در آن سهيم باشند، استقبال مي كنند. براي آنها اختلاف عقايد و فرهنگها، نه مايه دشمني، بلكه باعث تنوع و اعجاب است، بهانه اي براي كنجكاوي و غرق شدن در درياي شگفتيها.

خواسته اغلب ما مردم اين است كه بتوانيم بدون درگيري و فارغ از سابقه اختلافات و دشمنيها و سوء استفاده كساني كه تفاوت عقيده را علت كينه جويي مي سازند، با عقايد و فرهنگهاي مردم مختلف آشنا شويم و در اين دنياي رنگارنگ گردش كنيم.

براي اكثريت مردم آثار به جا مانده از اديان و فرهنگهاي گوناگون، اغلب همه زيبا و جالب توجهند. معابد، نقاشيها، هنرهاي مختلف كه در جاي جاي جهان به چشم مي خورند، از پاگوداهاي ژاپني گرفته تا نقاشيهاي چيني، مجسمه هاي بودا، نقش و نگارهاي اسليمي، شمايلهاي مسيحي... همه و همه جذاب و تحسين برانگيزند و شناختن ريشه هاي آنها و عقايدي كه به خلقشان منجر شده، هر قدر هم كه با عقيده ما متفاوت باشد، مايه اعجاب است.

همه اديان مراسم و آداب و رسوم جالبي دارند كه اطلاع درباره آنها وسعت ديد ما را افزايش مي دهد. رقصها، نمايشها و ساير آئينها –و لو به ريشه هاي اعتقادي ديگري مربوط شوند- مي توانند به شناخت ما از بشر و جهان بزرگ كمك كنند.

داستانها و اسطوره هاي گوناگون از فرهنگها و عقايد مختلف مي توانند ما را با خود همراه سازند. گاه با آنها همزاد پنداري مي‌كنيم، گاه ممكن است با بعضي از آنها موافق نباشيم يا دركشان نكنيم، ولي همه اينها بخشي از ميراث بزرگ بشري هستند. بخشي از تلاش انسان براي شناخت محيط مادي و روحاني خودش و واكنش نسبت به آن.

همه ادیان کوشیده اند انسان را در مسیر رسیدن به آگاهی و شناخت بیشتر نسبت به خود و محیط اطرافش یاری کنند و قدرت عقل و اندیشه و سایر قوای معنوی را به عنوان وجه تمایز انسان از سایر موجودات ارج نهاده اند و او را به پرورش و استفاده از این قوا دعوت کرده اند تا با استفاده از آنها راههای تازه ای پیدا کند و به سعادت بیشتر دست یابد.

همه اديان به نوعي ما را به بهتر شدن دعوت كرده اند و پيام آور اخلاقياتي بوده اند كه مي توانند به روابط انسانها شكل دهند و در صورتي كه مطابق آنها عمل شود، به حل مشكلات بشر كمك مي كنند و زندگي آسوده تري براي انسانها پديد مي آورند. آموخته اند که راه دستیابی به یک زندگی بهتر، پرهیز از حرص و حسد و خودخواهی است و با خیرخواهی و نیکوکاری می توان اجتماعی سعادتمندتر به وجود آورد.

گشت و گذار در دنياي وسيع اديان گوناگون و تعمق درباره زيباييها و شگفتيهايي كه به ما عرضه مي كنند، ديد وسيع و جامعي به ما مي بخشد و حقايق ارزشمندي به ما مي آموزد. مطالعه در اين فضاي گسترده به ما نشان مي دهد كه همه ما براي خود داستانها، اسطوره ها، آئينها، هنرهايي داريم كه حاصل تلاش ما براي فرا رفتن از هستي محدودمان است و به ما كمك مي كند انسانهاي بهتري باشيم. مي آموزد كه انسان مي تواند از قيد و بندهايي كه جسم و محيط جسماني به او تحميل مي كند فراتر برود و اين كه در اين دنيا تنها نيست و بايد چنان زندگي كند كه سعادت خودش و انسانهاي ديگر اطرافش را با هم تأمين كند و در اين ميان نيروهايي هستند كه به او كمك مي كنند. اين كه همه ما از راهههاي گوناگون براي والاتر شدن خود تلاش مي كنيم و مي كوشيم محيط خود را به آرمانها و قداست نزديكتر كنيم. اين كه ميراث اعتقادي ما و فرهنگي كه به وجود آورده است، مي تواند ثمره والاترين احساسات و عواطف انساني باشد.

چنين حاصلي مستلزم نگاهي احترام آميز، دوستانه و همدلانه است. نگاهي كه در پي يافتن شگفتيها است، نه به دنبال عيبها. مي‌خواهد بداند و بشناسد تا در مسيري كه براي تعالي خود و شناخت خود در پي گرفته، موفقتر باشد. چنين نوع نگاهي مي تواند ما را به انسانهاي ديگر نزديك كند. با اين كار در مي يابيم كه ممكن است افكار دو شخص با دو اعتقادي متفاوت در دو گوشه جهان بسيار به هم نزديكتر باشد تا دو فرد معتقد به يك دين كه با هم همسايه هستند.
به اين ترتيب مي توان كاري كرد كه تفاوتهايي كه در طول تاريخ اغلب باعث اختلاف و درگيري و عامل و خشونت و خونريزي بوده اند، وسيله اي براي پيشرفت و غناي دنياي ما شوند. در اين صورت شايد صلح و آشتي و همكاري ميان مردم گوناگون براي ساختن يك دنياي بهتر يك آرزوي دست نيافتني نباشد.

هستی مشفق